السيد الطباطبائي
67
رسالت تشيع در دنياى امروز ( گفت و گويى ديگر با هانرى كربن ) ( فارسى )
عصر حكومت و فرمانروايى صحابه است بكشيم و از آن عصر ، گمشدهء خود را جست و جو نماييم . البته چنان كه تذكر داده شد ما در اين بحث ، هدف خود را تعقيب مىنماييم و كارى با شخصيت دينى رجال صدر اسلام نداريم و هم شرح زندگى بزرگان صحابه را نمىنويسيم ، ولى از ذكر يك سلسله جريانهاى تاريخى براى بحث گريزى نداريم . مسير خلافت ، پس از پيامبر اكنون به آغاز سخن و اوّل بحث برمىگرديم : تعمق در وضعيتى كه اسلام بعد از رحلت نبى اكرم صلى الله عليه و آله داشت ، يك وضعى را كه كاملًا مشابه و قرين وضع روحانيت مسيحى و كليساى نيرومند آن مىباشد ، به ما نشان مىدهد و در ميان صحابه ، همان آثار و علائمى مشاهده مىشود كه در روزهاى نخستين ظهور كليسا در روحانيت مسيحى مشاهده مىشد . البته درست است كه عقيدهء « حلول الوهيت » كه كليسا در حق حضرت مسيح عليه السلام رواج داد ، رجال اسلام در صدر اوّل ، در حق حضرت محمد صلى الله عليه و آله اظهار نداشتند ، جز در يكى دو مورد ( جنگ احد و روز رحلت ) كه بعضىها شمشير كشيده و فرياد زدند كه « محمد نمرده است و نخواهد مرد » 21 ، ولى نظر به اين كه شرايط مساعد نبود و هم قرآن شريف با صريحترين بيان ، ريشهء اين توهم را زده و تصريح كرده بود كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله نيز بشرى است مانند ساير افراد بشر و در زندگى و مرگ همانند ديگران است ، اين زمزمه به آسانى خوابيد و اثرى در جامعه اسلامى از خود بروز نداد . ولى وضعى مشابه وضع كليساى بعد از مسيح ، كه در يادداشتهاى گذشته « حلول الوهيّت در كليسا » ناميده شده است و معناى حكومت علىالاطلاق و فرمانروايى بىقيد و شرط را مىدهد و كليسا را بدين و دنياى مردم تسلط مىبخشد « ديكتاتورى به تمام معنا » در عالم اسلام نيز در نخستين روزهاى پس از رحلت نبىاكرم صلى الله عليه و آله ابتدا در